ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
15
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
هر چند نقد بودن دنيا و نسيه بودن آخرت درست است ، ليكن اينكه هر نقدى بهتر از نسيه باشد نادرست است بلكه جاى فريب و ناراستى است ، زيرا بهتر بودن نقد بر نسيه در صورتى مسلَّم است كه در مقدار و منفعت و مقصود و دوام و بقا يكسان باشند ، و امّا اگر كمتر و پستتر از آن باشد نسيه بهتر است ، مگر نمىبينى كه هر گاه پزشك اين فريفته را از خوراكهاى لذيذ بر حذر مىدارد اينك آن را از بيم درد بيمارى آينده ( و به اميد تندرستى نسيه ) ترك مىكند ، و اكنون يك درهم مىپردازد تا بعدها دو درهم دريافت كند ، و در سفرها و پيمودن دريا فعلا رنج و تعب را تحمّل مىكند تا بعدا به راحت و سود برسد . و بر همين قياس همهء كارها و صنعتهاى مردم در دنيا : از كشاورزى و بازرگانى و معاملات ، كه مال نقد خود را به اميد نسيهء بيشتر صرف مىكنند . پس اگر ده [ دينار ] در آينده بهتر است از يك [ دينار ] در حال حاضر ، لذت دينار را از حيث شدّت و مدّت و مقدار با لذت آخرت بسنج ، كه هر كه حقيقت دنيا و آخرت را شناخت ، مىداند كه دنيا نيست به آخرت ارزش قابل توجّهى ندارد ، علاوه بر اينكه لذت دنيا به انواع آفات و تيرگيها آميخته و آلوده است ، و لذات آخرت از آفات پاك و بر كنار است و به كدورتى مخلوط نيست . و امّا شناخت فساد و بطلان قياس دوم موكول به شناخت دو اصل است : ( 1 ) مشكوك بودن لذات آخرت خطا و نادرست است ، و ( 2 ) اينكه هر امر يقينى بهتر از مشكوك است غلط است : امّا اول : زيرا آخرت نزد اهل بصيرت يقينى و قطعى است ، و براى يقين ايشان دو دليل و مدرك هست : يكى را عموم مردم در مىيابند ، و آن اتفاق همهء بزرگان از انبياء و اولياء و حكماء و دانشمندان است ، كه بعد از تفكَّر و تأمّل يقين و اطمينان حاصل مىشود ، چنان كه مريضى كه داروى بيمارى خود را نداند هر گاه همهء اهل صناعت طب بر فلان دارو اتفاق نظر داشته باشند ، نفس وى به گواهى آنها اطمينان مىيابد و از آنها درخواست برهان نمىكند ، بلكه به سخن آنان وثوق پيدا مىكند و آن را به كار مىبندد ، هر چند كودك و كم عقل و بىخرد و عامى ايشان را تكذيب كنند . و شكَّى نيست كه منكران آخرت كه به زندگى دنيا فريفته شدهاند يعنى كفّار